گفتگوی مهر با عوامل بدون قرار قبلی -۲؛
نگران بودم بدون قرار قبلی تمام نشود
به گزارش مجله سرگرمی بهروز شعیبی کارگردان فیلم سینمایی بدون قرار قبلی ضمن اشاره به برخی بی اعتمادی ها و سخت گیری ها در فرایند ساخت این فیلم از نگرانی خود بابت به پایان نرسیدن تولید این فیلم در نیمه راه گفت.
خبرگزاری مهر- گروه هنر- زهرا منصوری: اکران فیلم سینمایی «بدون قرار قبلی» همچنان در سینماها ادامه دارد و بعنوان یکی از فیلمهای غیرکمدی درحال اکران در یکی از نامساعدترین دوران سینمای ایران میتوان گفت شاهد استقبالی قابل قبول از جانب مخاطبان است.
فیلم تازه بهروز شعیبی از ۱۸ خردادماه روانه پرده سینماها شده است و حالا با گذشت بیشتر از یک ماه و پشت سر گذاشتن ۵ آخر هفته، توانسته بالغ بر ۶۶ هزار نفر را به سالن سینما فرابخواند و مجموع فروش خود در گیشه را از مرز دو میلیارد تومان عبور دهد.
اکران «بدون قرار قبلی» و طرح برخی نکات حاشیه ای درباره فرایند ساخت و اکران این فیلم سینمایی بهانه ای شد تا در خبرگزاری مهر میزبان بهروز شعیبی در مقام کارگردان و محمود بابایی در مقام تهیه کننده این فیلم باشیم و با آنها به گفتگو بنشینیم؛ گفتگویی که البته فراتر از فیلم بخش عمده ای از آن به احوالات، شرایط و حواشی این روزهای سینمای ایران هم اختصاص پیدا کرد.
بهروز شعیبی و محمود بابایی در بخش نخست این گفتگو از دشواری ها و سختی های تولید «بدون قرار قبلی» به رغم طرح برخی اتهامات همچون «سفارشی بودن» به این فیلم پرداختند و از ملاحظات خود در راه طراحی روایتی غیرکلیشه ای برای این فیلم سینمایی گفتند.
آنچه در ادامه می خوانید، بخش دوم و پایانی گفتگوی مهر با عوامل «بدون قرار قبلی» است.
* اشاره ای داشتید به سالهای دهه ۶۰ و در کنار هم بود سینماگران، امروز اما به نظر می آید فضای سینما بسیار جزیره ای شده است.
شعیبی: بله. جزیره ای شده ایم. نه تنها به هم اعتماد نمی نماییم، بلکه اعتماد دیگران به یکدیگر را هم می خواهم از بین ببریم. سینما صنعت و هنر سختی است اما همه درباره آن نظر دارند. گاهی ما برای یک پلان از همین فیلم «بدون قرار قبلی»، دو روز باید انتظار می کشیدیم. پلانی بود که پگاه آهنگرانی کنار پنجره دارد به غروب خورشید نگاه می کند. روز اول رفتیم و نشد که بگیریم و کل گروه را یک روز در آن روستا نگه داشتیم تا به آن لحظه درست برسیم. فقط به این علت که محاسبات ما در روز اول اشتباه بود و خورشید از آن نقطه ای که انتظار داشتیم پایین نرفت! سینما یعنی همین. آن بخشی که شما در فضای مجازی شاهد هستید درباره اش صحبت می شود، سینما نیست و صرفا برای مطرح کردن مسائل شخصی برخی افراد است. مردم باید بدانند که سینما آن چیزی نیست که در فضای مجازی درباره اش می خوانند. اگر ما اعتراض و مشکلی نسبت به یکدیگر داریم، اگر درست است یا درست نیست، واقعاً چرا باید اعتماد مردم را نسبت به سینما خراب کنیم؟
* یعنی تعمدی پشت آن می بینید؟
شعیبی: به نظرم بله. البته شاید همه آن یکپارچه نباشد. شاید مجاری قانونی برای مطرح کردن برخی مسایل راه درست تری باشد.
* البته برخی خلاهای قانونی هم در شکل گیری بعضی از این جریانات موثر است.
شعیبی: من از هر حرکتی که منجر به یک نظم و نظام شود، استقبال می کنم، اما فراموش نکنیم ما درباره چه صحبت می نماییم. چرا پرستاران در زمان اکران «شوکران» نسبت به آن معترض شدند؟ معتقد بودند فیلم نسبت به یک صنف ایجاد بدبینی می کند. درست است که ما خلأ قانونی هم داریم اما فراموش نکنیم افرادی که در سطح جامعه ادعاها و گفتگوهایشان مطرح می شود در دو طرف گفتگو دارای مقبولیت و معروفیت هستند. یادمان باشد همه افراد هم در این ماجراها گذرا هستند و آنچه از بین می رود «سینما» است. واقعاً چقدر ظرفیت و پذیرش این موارد در جامعه وجود دارد؟ چقدر از افراد این ماجراها را تحلیل کرده اند؟ خوب است که کسی تحلیلی داشته باشد و بگوید ای جوان هایی که می خواهید وارد سینما شوید، لطفاً از خودتان مراقبت کنید. این اشکالی ندارد.
شعیبی: درست است که ما خلأ قانونی هم داریم اما فراموش نکنیم افرادی که در سطح جامعه ادعاها و گفتگوهایشان مطرح می شود در دو طرف گفتگو دارای مقبولیت و معروفیت هستند. یادمان باشد همه افراد هم در این ماجراها گذرا هستند و آنچه از بین می رود «سینما» است
* اتفاقاً این همان بخش مغفول مانده در تمام این ماجراهاست. هیچ دعوتی در این حوزه صورت نمی گیرد و نمی گویند اگر اتفاقی هم افتاد باید به مراجع قانونی رجوع کنید.
شعیبی: در عین حال معتقدم هر حرکت اجتماعی که قرار باشد به امنیت بیشتر در فضای صنفی منتهی شود، بسیار هم خوب است. ولی آنچه امروز خطرناک می باشد، این است که سینما در ضعیف ترین دوران خود هم به لحاظ مادی و هم به لحاظ جایگاه اجتماعی است و در جایگاه متزلزلی قرار دارد.
* این موضع شما مشابه حرف های چندی قبل آقای خزاعی در این حوزه است.
شعیبی: ولی این ما هستیم که باید درباره اش حرف بزنیم. من بعنوان یکی از اعضای سینما باید بگویم برخی از ما وضعیت مان به لحاظ معیشتی خوب نیست. ما آدم های شناخته شده ای در سینما داریم که در شب عید همین سال جاری، برای تأمین حداقل های معیشت خود گرفتار مشکل بود! یک آدم معروف که نمی تواند کار دیگری هم انجام دهد. می دانید چند درصد از کارگردانان سینمای ایران، چند سال است که کار نکرده اند؟ حداقل جایگاه این افراد این بوده که می توانستد برای تلویزیون سریال بسازند. کسی که کار تألیفی در زندگی اش انجام می دهد نباید مشکل معیشتی داشته باشد. کسی که دو یا سه فیلم ساخته است باید بداند که از حداقل های زندگی اش برمی آید. برای چه کار تألیفی متفاوت از کار اجرایی است؟ یک فرد یک سختی ای را به خود می دهد و اثری را تألیف می کند اما باید برای ادامه زندگی اش امنیت داشته باشد. شرایط سینمای ما اما این گونه نیست.
اینکه می گویید دوستان سازمان سینمایی هم این حرف ها را می زنند، من می گویم این دوستان باید این مسائل را حل کنند، نه این که خودشان هم معترض باشند. ما هر چه اعتراض می نماییم، می بینم این دوستان هم معترضند! پس ما حرف مان را به چه کسی باید بزنیم؟ مساله اصلی من آبروی سینما و سینماگران است. من سال ها تلاش کردم تا به اطرافیان بقبولانم که سینما فضایی حرفه ای دارد و در این سینما من با همه اقشار هم نشسته ام و صحبت کرده ام. همه حرف هایی که به من زده می شود را قبول می کنم و با همه هم حرف می زنم. ما احتیاج داریم با یکدیگر گفتگو نماییم.
* این که با همه خوب هستید، نگران نمی شوید که متهم به «وسط بازی» شوید؟
شعیبی: وسط بازی که به نظر خوب است! این روزها به اصغر فرهادی هم می گویند وسط باز! (می خندد)
* برگردیم به فیلم؛ انتخاب پگاه آهنگرانی برای نقش اصلی فیلم به نظر انتخاب سختی برای شما بوده و گویی هزینه هایی هم تا به امروز برای فیلم داشته است، مثل همان ماجرای حذف او از لیست برگزیدگان فجر که خودتان در گفتگویی به آن اشاره کرده بودید. درباره این انتخاب کمی توضیح می دهید.
شعیبی: توجه به این حواشی برآمده از این است که ما شخصیت حقیقی آدم ها را محترم نمی شماریم. همانطور که از بقیه انتظار دارم به تفکرات شخصی من کاری نداشته باشند، به این حواشی هم توجه نمی کنم. اگر ما عنصر نمایش را در کار خودمان محترم بشماریم، نه تنها این نگرانی ها را نخواهیم داشت، بلکه مثل ما خداخدا می کردیم که پگاه این نقش را قبول کند و این قصه را دوست داشته باشد. مگر ما قصه بدی داشتیم؟ ما می خواستیم یک فیلم سینمایی بسازیم و تنها چیزی که برای من اهمیت داشت این بود که این قصه تصویری شود. پگاه آهنگری یکی از بهترین همکاران من در این سال ها بوده است. در کنار او الهام کردا، صابر ابر و همه بازیگران فیلم بسیار باهوش و خوب بودند. همه بچه هایی که با هم کار می کردیم، یک اولویت داشتیم و آن هم کیفیت کارمان بود. این حواشی که به آن اشاره می کنید، ناشی از تعاریف بیرونی از کار ماست.
محمود بابایی: از همان ابتدایی که خانم آهنگرانی را برای این نقش انتخاب کردیم، بخشی از آن هزینه هایی که به آن اشاره کردید، برای مان محتمل بود اما همان زمان هم می شد به این نکته فکر کرد که باکیفیت حضورش میتوان همه آن موارد را فراموش کرد
محمود بابایی: از همان ابتدایی که خانم آهنگرانی را برای این نقش انتخاب کردیم، بخشی از آن هزینه هایی که به آن اشاره کردید، برای مان محتمل بود اما همان زمان هم می شد به این نکته فکر کرد که باکیفیت حضورش میتوان همه آن موارد را فراموش کرد. اگر بازیگر دیگری این نقش را ایفا می کرد شاید تاثیر امروز را نداشت.
شعیبی: به نظرم در هر کار تألیفی تجربه هایی وجود دارد که تنها کسانی که درگیر آن هستند متوجه اش می شوند. هنوز خیلی از افراد احساس می کنند یک فیلم نهایت در یک یا دو روز ایجاد می شود. مایی که درگیر این فرایند هستیم می دانیم که وقتی مشغول به کار می شویم نسبت به خیلی از حواشی بیرونی بی تفاوت می شویم. در چنین فرآیندی وقتی می خواهیم دست به انتخاب بازیگر بزنیم، حضور یک بازیگر خوب ارجحیت دارد نسبت به این که ببینیم هر بازیگر چگونه زندگی و فکر می کند. به نظرم بخشی از این موارد کاملاً شخصی است. زمانی است که یک فرد مقبولیت فکری و اخلاقی ندارد که طبیعتاً به نظرم او آدم واقعی این حرفه نیست و ما هم هیچ وقت طرف او نمی رویم اما آدم واقعی این حرفه با هر تفکر و نظری، دارد در همین سرزمین کار می کند و من هم در همین فضا می توانم با او همکاری داشته باشم.
* درباره ماجرای جشنواره فیلم فجر و ادعای حذف پگاه آهنگرانی از لیست نامزدها که پیشتر آنرا مطرح کرده بودید، مستنداتی هم در اختیار دارید یا صرفا تحلیل شخصی شما از فرایند برگزاری جشنواره است؟
شعیبی: به نظرم بعضی چیزها خیلی احتیاج به مستندات ندارد. از اتفاقات و برخوردهایی که شاهد می باشیم، متوجه می شویم. در عین حال از آنجاییکه بالاخره همکاران دیگر خود ما در جشنواره کاندیدا بودند و جایزه هم گرفتند، به نظرم هر حرف بیشتری در این حوزه امکان دارد احساس خوبی برای همکاران مان به همراه نداشته باشد. بنابراین خیلی نمی خواهم تنها خودمان را در این ماجرا ببینیم. در عین حال هم در زمان جشنواره به این مورد اعتراض کردیم و هم پس از آن درباره اش صحبت کردیم. بالاخره خودم هم نسبت به بازخوردهایی که از دیگران درباره بازی یک بازیگر می گیرم، متوجه می شوم که او چه عملکردی داشته است.
* یکی از مضامین اصلی «بدون قرار قبلی» بازگشت به وطن است و حتی شاهد بغض و احساسات شما در نشست خبری جشنواره درباره این ماجرا هم بودیم. در این حوزه نسخه ای برای کسانی که علاقه مند به مهاجرت هستند در فیلم پیچیده اید؟
شعیبی: آنچه مدنظر ما در فیلم است، مبحث «اقامت» نیست و در فیلم هم هیچ نسخه ای نپیچیده ام. هجرت و انتخاب یک جغرافیا به منظور زندگی، امری کاملاً شخصی است که هیچ کس حق دخالت درباره آنرا ندارد. چونکه من ملاحظات شما را نمی دانم و شما هم ملاحظات شخصی من را. در عین حال نگرانی اصلی من نسل بعدی است. من خودم در خانواده ای هستم که بخشی از آنها مهاجرت کرده اند و هیچ نگاه منفی ای به این مقوله ندارم اما ما داشته هایی داریم که هم می توانیم آنها را در فرایند هجرت حفظ نماییم و هم می توانیم با یک سهل انگاری همه آنها را از بین ببریم. خطر اصلی همین است. اگر عضوی از خانواده هجرت می کند، او از جایی پا گرفته که جزو دارایی هایش به حساب می آید، از فرهنگ و ادبیات گرفته تا زبان.
* مهاجرت غالباً فراتر از این موارد و با انگیزه مسائل اقتصادی هم صورت می گیرد.
شعیبی: این همین بخش شخصی ای است که من هیچ حرفی درباره آن ندارم. برای همین مادر قصه ما در «بدون قرار قبلی» یک شخصیت منفی نیست. خود شخصیت یاسمین هم منفی نیست. ما در هیچ جای قصه او را متهم نکرده ایم. ما جایی با او وارد صحبت می شویم که از او می پرسیم تو پدرت و سرزمین پدری ات را می شناسی؟ همین. اینجاست که ما با او وارد گفتگو می شویم و به این بهانه چیزهایی از کشورمان را نشان می دهیم که دوست دارم بگویم این ها را باید یادمان بماند. ما باید ابعاد مختلف آنچه داریم را مدنظر قرار دهیم اما این که می خواهیم چه تصمیم بگیریم و به جای دیگری برویم، هیچ ایرادی ندارد و اساساً جای بحث هم ندارد. همه ما دوست داریم در جایی زندگی نماییم که از آن لذت ببریم و این جزو سفارش های دینی و ملی و مذهبی مان هم هست.
* «بدون قرار قبلی» در یک فرایند تبلیغاتی بعنوان پاسخی به فیلم «عنکبوت مقدس» معرفی شد؛ این مساله برای خود شما بعنوان صاحب اثر خوشایند بود؟ بخصوص که به نظر می آید به واسطه حواشی به وجود آمده پیرامون «عنکبوت مقدس» فیلم شما ارج و قرب بیشتری هم در داخل پیدا کرد.
شعیبی: زمانی که ما فیلم خودمان را می ساختیم، اساساً نمی دانستیم فیلمی به نام «عنکبوت مقدس» وجود دارد. برای من هر دو فیلم در طول زمان جذاب خواهد بود نه در مقطعی که به صورت همزمان رونمایی شده اند. نکته ای که برای من مهم می باشد این است که ببینیم این دو فیلم اساساً چقدر کیفیت دارند و این یک اولویت برای ماست. به لحاظ مضمونی اگر «بدون قرار قبلی» را سال آینده می ساختم، شاید می توانستید بگویید بهروز شعیبی در واکنش به «عنکبوت مقدس» آنرا ساخته است. فیلم ما در جشنواره فجر رونمایی گردید و «عنکبوت مقدس» سه ماه بعد در جشنواره کن. این جریان بیشتر از طرف افرادی به راه افتاد که نکاتی را درباره «عنکبوت مقدس» شنیده بودند و احتمالا در دل شان می گفتند ای کاش ما هم کاری کرده بودیم و در این فضا «بدون قرار قبلی» برای شان اهمیت پیدا کرد اما این که ما خودمان انگیزه ای در این حوزه داشته باشیم، طبیعتاً این گونه نبوده است. من هنوز «عنکبوت مقدس» را ندیده ام و تا زمانی هم که آنرا نبینم قضاوتی درباره آن نخواهم داشت.
شعیبی: زمانی که ما می خواهیم یک فیلم بسازیم، همه با نگاه منفی نگران ما می شوند و می خواهند مراقبت کنند، اما وقتی فیلم آماده می شود، می خواهند از آن حمایت کنند! ای کاش این فرهنگ شکل بگیرد که ما در همان زمان تولید بتوانیم این بازخوردهای حمایتی را بگیریم
به عنوان درددل عرض می کنم زمانی که ما می خواهیم یک فیلم بسازیم، همه با نگاه منفی نگران ما می شوند و می خواهند مراقبت کنند، اما وقتی فیلم آماده می شود، می خواهند از آن حمایت کنند! ای کاش این فرهنگ شکل بگیرد که ما در همان زمان تولید بتوانیم این بازخوردهای حمایتی را بگیریم. وقتی می خواهیم قصه ای را تعریف نماییم، اینقدر با نگرانی به کار ما نگاه نکنند! کاش شرایط بگونه ای می شد که در زمان تولید بتوانیم با خیال راحت کار نماییم، نه فقط من، همه فیلمسازان باید این شرایط را داشته باشند.
من تا نیمه فیلم «بدون قرار قبلی» مدام احساس می کردم این فیلم تمام نمی گردد و در میانه راه می خوابد! حتی فکر می کردم نمی توانم سکانس های در ارتباط با حرم را ضبط کنم! تنها شانسی که آوردیم این بود که آقای مروی در آستان قدس، نگاه خوب و درستی نسبت به مقوله فرهنگ و سینما داشتند. تیم فرهنگی ایشان از ما قصه خواستند و وقتی قصه را گفتیم، گفتند خوب است و بیایید کار کنید. همین بخش هم کار ما را نجات داد. به همین علل تا نیمه فیلمبرداری احساسم این بود که فیلم تمام نمی شود! فشار بسیار زیادی هم روی ما بود آن هم برای فیلمی که امروز همه داریم نتیجه اش را می بینیم. من از روز اول همین فیلم را می خواستم بسازم اما به جای آنکه با امکانات و حال خوب آنرا بسازم، هر روزش را با نگرانی طی کردم. امروز هم متهم می شوم که فیلم سفارشی و دولتی ساخته ای! یعنی از همه طرف مورد سوال ایم! به قول شاعر «چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون، دلم را دوزخی سازد، دو چشمم را کند جیحون»
ما فکر می کردیم سینما یک هنر است که اگر ابزارش را یاد بگیری می توانی با حال خوب فیلمت را بسازی، اتفاقی که در بسیاری از کشورهای دنیا رخ می دهد، اما نمی دانم امروز در سینما اگر با کسی سلام و علیکی داشته باشم، چه قضاوتی درباره ام می شود و نمی دانم برای فیلمم چه بازیگری بیاورم که دیگران نظری درباره اش نداشته باشند! تنها ترفندم این است که با احترام تمام به قضاوت های همه، به قضاوت های هیچکس گوش ندهم. چه زمانی که «روز بلوا» و «دهلیز» می سازم، چه زمانی که «سیانور» می سازم، من کار خودم را در فیلمسازی دنبال می کنم و یک مرتبه هم بیشتر برای تجربه فیلمسازی در زندگی ام فرصت ندارم. شرایط هم تحت کنترل و اختیار خودمان نیست. روزهای سختی را به لحاظ وضعیت اجتماعی می گذرانیم و در این شرایط به جای آنکه به کارمان فکر نماییم، بیشتر متوجه قضاوت ها هستیم. این شرایط هم قابل پیشبینی بود. بسیاری از کارگردانان خوب ما شرایط مناسبی ندارند. من نمی گویم این ها همیشه باید فیلم بسازند، چونکه فیلمسازی کار سختی است و سن مناسب خویش را دارد، اما همه این فیلمسازان باید تحت حمایت باشند. ما چند فیلمساز داریم که به لحاظ اجتماعی بتوانند کار دیگری غیر از فیلمسازی انجام دهند؟ شما می توانید تصور کنید فلان هنرمندی که ما زمانی مخاطب فیلم هایش بودیم، امروز سراغ شغل دیگری رفته است؟ این هنرمند باید از حداقل معیشت و امکانات برخوردار باشد.
بابایی: برخلاف این نگاه بیرونی که وجود دارد و فکر می کنند ساختن این جنس فیلمها خیلی راحتتر است و شرایط خیلی برای آن فراهم است، حقیقت این است که اصلاً این گونه نیست. در ابتدا نهادهای دیگری غیر از بنیاد فارابی هم مدنظر ما بود که می خواستیم در این کار با ما مشارکت کنند اما همه آنها بلااستثنا کار را رد کردند. ساختن این جنس فیلمها واقعاً به مراتب سخت تر است. ما دو سال و هم برای ساخت این فیلم وقت گذاشتیم و هیچ کار دیگری هم نداشتیم. از هر لحاظ که ببینید متوجه می شوید چقدر ساختن این جنس فیلمها به رغم تمام تصورات درباره حمایت ها، سخت تر است. آستان قدس در این فیلم واقعاً به ما اعتماد کرد و حتی یک واو هم در فیلمنامه جابه جا نکرد، فکر می کنم امروز همه شاهد جواب این اعتماد هستیم. همه حمایت های آستان قدس هم از جنس حمایت های معنوی بود.
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب