گفتگوی مهر با كارگردان تهران-دمشق ؛

بلایی كه شكاف بر سر سوریه آورد، مستندی غیرسیاسی درباره سیاست

بلایی كه شكاف بر سر سوریه آورد، مستندی غیرسیاسی درباره سیاست

مجله سرگرمی: علی صدری نیا كارگردان مستند تهران-دمشق می گوید هرچند در این مستند به سیاست هم پرداخته اما در ساخت آن نگاه سیاسی نداشته است.



خبرگزاری مهر - گروه هنر- محمد صابری: جریان مستندسازی ایران در سال های اخیر شاهد رویش های متعددی بوده است؛ چه در جهت تولید مستندهای حرفه ای و جشنواره ای و چه در حوزه تولیدات محتوایی و چالشی. گواه این قضاوت هم متن و حاشیه برگزاری دو رویداد مهم مستند سینمای ایران یعنی جشنواره های «سینماحقیقت» و «عمار» است.
هر چند «سینماحقیقت» نقش محوری در بالیدن حرفه ای سینمای مستند در سال های اخیر داشته اما «عمار» هم به واسطه فراهم آوردن ویترینی برای دیده شدن بخش فراموش شده ای از ظرفیت های مستندسازی كشور، به بستری برای بروز و ظهور جنس خاصی از دغدغه ورزی سینمایی تبدیل گشته است.
علی صدری نیا یكی از مستندسازان جوانی است كه در ویترین «عمار» كشف شد و در عرصه مستندسازی تا جایی پیش رفت كه سال قبل توانست مستند بلند «قائم مقام» را در آوردگاه «سینماحقیقت» به محك قضاوت و داوری مخاطبان حرفه ای سینمای مستند بگذارد.
«تهران-دمشق» عنوان تازه ترین مستندی است كه صدری نیا كارگردانی آنرا برعهده داشته است. مستندی كه از زاویه ای متفاوت دست به تحلیل تحولات سال های اخیر در كشور سوریه زده و تلاش داشته وجه تماس میان تجربه مردم سوریه و مردم ایران را به تصویر درآورد. این مستند در نهمین جشنواره فیلم «عمار» تجلیل شد و چند هفته ای است كه اكران آن در محافل دانشگاهی كلید خورده است.
در آخرین روزهای سال ۹۷ و بعد از اكران مستند «تهران-دمشق» در خبرگزاری مهر، گفتگویی با علی صدری نیا داشتیم كه حاصل آنرا در ادامه می خوانید.
* خاطرم هست در اختتامیه «عمار» و هنگام دریافت جایزه درباره مستند «تهران- دمشق» از همه دعوت كردید «بدون پیش فرض و قضاوت» به تماشای فیلم بنشینند. در آن لحظه چه احساسی درباره واكنش مخاطبان داشتید كه احساس كردید باید چنین موردی را متذكر شوید؟
نكته ای كه آنجا مدنظرم بود، این بود كه هر آن كسی كه هستیم، فارغ از آنكه سلیقه سیاسی، اجتماعی و یا فرهنگی مان چیست، اگر روی «دوست داشتن ایران» اتفاق نظر داریم، می توانیم به تماشای این مستند بنشینیم. هر كسی در این نكته با ما اشتراك نظر دارد به نظرم می تواند مخاطب مستند «تهران-دمشق» باشد.
دغدغه ذهنی ما از آغاز مسیر تا امروز كه فیلم در حال عرضه است، این بود كه درباره مبحث سوریه مستندهای بسیاری تولید شده و غالباً هم روی جنگ در سوریه متمركز بوده است. مردم در این سال ها درباره جنگ در سوریه، مستند كم ندیده اند اما مستند ما قرار بود از زاویه جدیدی به این مورد بپردازد...
* یعنی به جای «جنگ» از «زندگی» در سوریه بگویید...
بله. می خواستیم از زاویه نگاه مردم سوریه به این اتفاقات نگاه نماییم. مضاف بر اینكه مسائل در فیلم با نیم نگاهی به داخل كشور خودمان روایت می شود. بنابراین هم درباره نخستین تصویری كه در ذهن مخاطب از یك مستند با مبحث سوریه شكل می گیرد هم نگرانی هایی هم داشتیم. نمی خواستیم تصور شود كه فیلمی مانند فیلم های دیگر درباره سوریه ساخته شده است، می خواستیم تفاوت نگاه ما در این مستند دیده شود. این مستند حرف هایی را برای داخل كشور خودمان هم دارد و صرفاً روایتی از جنگ و عملیات در كشور دیگر نیست.

* ایده تشابه میان موقعیت سوریه با برخی اتفاقات داخل ایران چگونه متولد شد؟ واقعاً از ابتدا در ذهن شما این جرقه شكل گرفت یا در راه یك پروژه و پژوهش به این دریافت و تحلیل رسیدید؟
زمانی كه بحث سفر ما به سوریه عنوان شد و دیدیم فرصت هست كه در این سفر تصویربرداری هم داشته باشیم، بحث هایی داشتیم كه از چه زاویه ای بهتر است كه مشاهدات را ضبط نماییم. با افراد مختلفی هم مشورت كردیم، به خصوص افرادی كه شناخت علمی، پژوهشی و تحلیلی روی تحولات سوریه داشتند. در راه همین مشورت ها و گپ وگفت ها احساس كردیم یكی از مهم ترین نكات و دغدغه ها بحث شكاف های شكل گرفته در جامعه سوریه است؛ اینكه دشمنان با دست گذاشتن روی شكاف های مذهبی چگونه توانستند اتفاقات منتهی به یك جنگ هفت ساله را رقم بزنند. خیلی از این افراد حتی كسانی كه از نزدیك جامعه سوری و حوادث این دوران را دیده بودند، با نگرانی از این نكته می گفتند كه توجه به این مورد در جامعه خودمان مطرح نشده و خیلی از مردم ایران این نكات را نشنیده اند.
خیلی وقت ها ما در كشور خودمان حواسمان به شكاف ها نیست. بنابراین از جایی به بعد مسئله مان پرداختن به همین شكاف ها بود و روایت اینكه خود مردم سوریه نسبت به این اتفاق چگونه فكر می كنند خیلی وقت ها ما در كشور خودمان حواسمان به این شكاف ها نیست. بنابراین از جایی به بعد مسئله مان پرداختن به همین شكاف ها بود و روایت اینكه خود مردم سوریه نسبت به این اتفاق چگونه فكر می كنند.
* پس به دنبال روایتی تازه از سوریه بودند و در طول كار بود كه متوجه شباهت برخی شرایط میان دو كشور شدید؟
ابتدا می خواستیم «سوریه» را روایت نماییم اما از ابتدا این بحث را داشتیم كه اگر آنچه «شكاف ها» چنین تأثیری داشته ما هم در داخل كشور خودمان با این شكاف ها مواجهیم و باید به جامعه اخطار بدهیم. به خصوص زمانی كه در طول كار اتفاقات دی ماه و حوادث بعد از آن رخ داد و به این نتیجه رسیدیم كه كمی واضح تر باید این مورد را مطرح نماییم. این مسئله ای است كه خیلی ها در چارچوب مقاله و تحلیل و حتی توئیت در همان زمان برآن تاكید كردند.
* خارج از مسائل محتوایی و به جهت یك تجربه حرفه ای در حوزه مستندسازی، چه شد كه با این تیم راهی سوریه شدید، چون اشاره كردید ابتدا موقعیت سفر پیش آمد و بعد به فكر سوژه افتادید. این آیا به معنای سفارش پروژه است؟
دلیل سفر ما ساخت این مستند نبود، ساخت یك گزارش از موقعیت سوریه بودیم. وقتی عازم این سفر می شدیم احساس كردیم حیف است از این موقعیت استفاده نكنیم و صرفاً به یك گزارش بسنده نماییم. در همین مرحله به این جمع بندی رسیدیم كه می توان حرف بزرگ تری را به بهانه این سفر بیان كرد.
* تا قبل از این كار چند تجربه مستندسازی داشتید؟
شش یا هفت مستند ساخته بودیم. سال گذشته مستند «قائم مقام» را با مبحث زندگی آیت الله منتظری ساختیم. قبل تر از آن «چشم در مقابل چشم» را با مبحث اسیدپاشی های اصفهان كار كرده بودیم و مستندی هم درباره انرژی هسته ای داشتیم. مستند «زخم تازه» را هم با مبحث حوادث عاشورای ۸۸ كار كردیم.
* فكر نمی كنید بخشی از دغدغه ای كه در اختتامیه «عمار» داشتید ناظر به همین كارنامه است؟ اینكه كارگردان مستندی درباره سوریه وقتی از یك خاستگاه سیاسی خاص برآمده لابد مقرر است حرف مطبوع همان خاستگاه را هم طرح كند و خبری از نگاه ملی و آن وجه ایران دوستی كه به آن اشاره كردید در آن نیست!
طبیعتاً كارهای قبلی هر فردی، روی ذهن مخاطبانش اثر می گذارد. البته در تمام كارهایی كه تا به امروز ساخته ام، همواره تلاشم این بوده است تا حد امكان قضاوت و نگاه شخصی ام را از سوژه ام دور كنم هرچند به هر حال موضع و نگاهی داشته ام. كمااینكه درباره مستند «قائم مقام» كه یك مبحث سیاسی حساس هم داشت، می دانستیم اگر به دنبال یك كار حرفه ای و اثرگذار هستیم باید قضاوتمان نسبت به سوژه را كنار بگذاریم و روایتی صادقانه برای مخاطب داشته باشیم. این تلاش در كارهای قبلی هم بود و مخاطبان باید بگویند تا چه اندازه موفق بوده ایم. در عین حال طبیعتاً این كارنامه در قضاوت درباره كار تازه هم تأثیرگذار است.

* خودتان مستند «تهران-دمشق» را یك اثر سیاسی می دانید؟
شاید گفتن این حرف كمی سخت باشد اما واقعیت این است كه من این مستند را سیاسی نمی دانم.
* در عین اینكه مشخصاً درباره «سیاست» صحبت می كند؟
بله. درباره سیاست صحبت می كند اما هشداری كه در فیلم مطرح می شود یك اخطار اجتماعی و فرهنگی است. یعنی اگر قرار بوده خطاب به سیاسیون درباره شكل گیری این شكاف ها اخطار بدهیم نگاه مان از منظر اجتماعی بوده است. البته جامعه ای كه پیوندی عمیق با سیاست هم دارد. شخصاً هشداری كه در فیلم مطرح می شود را فراتر از مسائل سیاسی می دانم شاید به این جهت كه در مجادلات و دسته بندی های سیاسی این جنس هشدارها گاهی گم می شوند.
فقط كافی است انتخابات ریاست جمهوری در چند دوره اخیر را مرور كنید، خواهید دید خیلی از كاندیداها فارغ از خاستگاه و گروه سیاسی شان دقیقاً خودشان عامل بعضی از شكاف های اجتماعی ما در این سال ها بوده اند. طرف می خواسته برای خودش رأی جمع كند، دست روی شكاف هایی گذاشته كه مسائل دیگری را دامن زده است. از همین زاویه فكر می كردم نوع هشداری كه مدنظرمان است میان مباحث سیاسی گم می شود و تلاش كردیم فراتر از این مرزبندی ها اخطار اصلی را مطرح نماییم.
* نشانه هایی از این «سعی» در مستند مشهود است. به خصوص كه در مواردی احساس می شود به سمت محافظه كاری رفته اید؛ محافظه كاری نه به معنای سیاسی كه به معنای رعایت یك حدومرز. مانند نكته ای كه درباره مناظره های انتخاباتی در فیلم مطرح می شود و ذهن را به سمت كاندیدای خاصی سوق می دهد اما فیلم اشاره ای مستقیم به فرد موردنظر نمی نماید. این محافظه كاری چقدر تعمدی و آگاهانه بوده است؟
اسمش را محافظه كاری نمی گذارم. به نظرم دلیلش اهمیت حرف اصلی مستند است كه احساس می كردم اگر آنرا به مصادیق محدود كنم به آن لطمه وارد می شود. به محض ورود به هر مصداقی، كل مستند متهم به وابستگی به یك قطب سیاسی برای موضع گیری ضد قطب مقابل می شد. بنابراین وقتی سراغ مناظره رفتیم هم تعمداً از تصویر لانگ شات استفاده كردیم كه همه كاندیداها را در بر بگیرد. نمی خواستیم ذهن مخاطب را درگیر مصادیق نماییم.
كافیست انتخابات ریاست جمهوری در چند دوره اخیر را مرور كنید، خواهید دید خیلی از كاندیداها فارغ از خاستگاه و گروه سیاسی شان دقیقاً خودشان عامل بعضی از شكاف های اجتماعی ما در این سال ها بوده اند وقتی سراغ حوادث دی ماه هم رفتیم، به دغدغه اقتصادی معترضین اشاره كردیم اما بازهم سراغ عوامل محرك نرفتیم چون حرفمان چیز دیگری بود. اساساً مسئله شكاف ها را به نظرم نمی توان یك مسئله تك عاملی تحلیل كرد. معتقدم آنچه در حال برنامه ریزی برای فعال كردن شكاف ها در جامعه ما است از هر فرصت و بستری استفاده می نماید. گاهی روی اقتصاد متمركز می شود و گاهی سراغ فرهنگ می رود. گاهی یك گاف تلویزیون در مسئله ای قومیتی را پررنگ می كند و گاهی دست روی اختلافات اقلیمی در حوزه آب می گذارد.
به تعبیر دیگر آن طرف میدان كاری به عوامل محرك ندارد و فقط به دنبال زخم ها می گردند تا دست روی آن بگذارند. در این شرایط باید مراقب باشیم كه در پرداختن به برخی زخم ها ناخواسته شكاف ها را تشدید نكنیم.
* این هراس را نداشتید كه به شكلی پلورالیسم فرهنگی و یا سیاسی متهم بشوید؟
(بعد از اندكی مكث) نامش را هراس نمی توان گذاشت اما حتماً به این مسئله فكر كردیم كه مخاطب چه برداشتی از روایت ما خواهد داشت. مستند به صورت مستقیم سراغ «تجویز» و عرضه راهكار نمی رود و صرفاً طرح مسئله می كند. طبیعتاً هم صحبتی از پلورالیسم فرهنگی و سیاسی به معنای مصطلح آن نداشتیم.
بحث ما در این مستند این است كه در مواردی كه مشخصاً یك طرف حق و طرف دیگری باطل است هم می توان مراقب شكاف ها بود. بعنوان مثال در مسئله حجاب، بخشی از جامعه ما معتقد به حجاب الزامی است و بخش دیگر آنرا اختیاری می داند. این دو بخش حتماً با هم اختلاف نظر جدی دارند و ما هم در مستندمان سراغ تجویز ساده اندیشانه این راهكار كه حالا همه از فردا بیایید با هم خوب باشیم و اختلافات را كنار بگذاریم، نمی رویم. ما معتقدیم در همین مبحث خاص هم یكی از دو طیف نظر درست را دارد اما می توان طوری در این زمینه بحث و تبادل نظر كرد كه تبدیل به یك فضای دو قطبی و نفرت پراكنی ضد هم نشود.
دوقطبی كردن همان كاری است كه مسیح علی نژاد در حال دنبال كردن آن است. شاید این كمپین در آغاز با تقابل جامعه غیرمذهبی با حاكمیت شروع شد اما امروز به وضوح شاهدیم كه در ویدئوهای انتشار یافته در این جریان كمتر نشانی از نیروی انتظامی و نماینده حاكمیت است و ۹۰ درصد آن تقابل مردم با مردم است. این یعنی ایجاد دوقطبی جامعه مذهبی و غیرمذهبی و نفرت پراكنی میان این دو. حرف ما در این مستند دقیقاً همین است كه ما دیدگاه های مختلفی داریم و شاید یكی از آنها هم درست و به حق باشد اما خودمان درون جامعه خودمان و در فضایی منطقی باید آنرا حل وفصل نماییم. نگاهمان هم این نبود كه یكی از طرفین باید الزاماً بر نگاهش چشم بپوشد به جهت پیشگیری از ایجاد شكاف. حرف ما این است و دیگر سراغ تجویز و راهكار نرفتیم.
* این مستند را به جشنواره «سینما حقیقت» هم عرضه نموده بودید؟
از نظر فرآیند ساخت، زمان آماده شدن آن با برگزار جشنواره هم خوانی نداشت.

* بعنوان یكی از مستندسازانی كه غالب آثارش در جشنواره عمار عرضه شده و هم زمان تجربه حضور در سینماحقیقت را هم داشته است، علاقه مندم درباره تفاوت ها و شباهت های این دو رویداد بگویید.
از میان مستندهایی كه تا امروز ساخته ام سال قبل مستند «قائم مقام» را به سینماحقیقت عرضه كردیم اما از آنجائیكه این جشنواره را هر ساله و از نزدیك دنبال نكرده ام شاید نتوانم قضاوت منصفانه ای نسبت به آن داشته باشم. اما آنچه از دیگران شنیده ام این است كه «سینماحقیقت» نسبت به برخی آثار و نگاه ها با گارد مواجه می شود و ملاحظات سیاسی هم دارد. آنچه در دو یا سه سال اخیر از این جشنواره دیده ام این است كه در پذیرش آثار و اكران ها با گارد بازتری مواجه می شوند اما نفس تفكیك بخشی از آثار در چارچوب بخش آوینی در مرحله داوری با انتقاداتی مواجه بوده است. گویی گروهی از آثار به صورت ایزوله مورد داوری در بین خودشان باید قرار بگیرند.
* درباره «عمار» چه نگاهی دارید؟ آیا اهدافی كه سبب تولد این رویداد شد، محقق شده و مهم تر از آن توانسته به استانداردهای سینمای حرفه ای نزدیك شود؟
اگر بپذیریم برخی جشنواره هایی كه نگاه تخصصی داشته اند با نوع نگاه و سلیقه باعث دیده نشدن بخشی از آثار شده اند، جشنواره «عمار» اهمیت ویژه ای پیدا می كند. به خصوص كه در جنسی از تولیدات انقلابی و دغدغه مند، این جشنواره اجازه دیده شدن آثار را می دهد و مهم تر از آن هدف گذاری اش رشد مستندسازان فعال در این حوزه می باشد. درطی ۹ دوره برگزاری این رویداد اساساً شاهد رشد بوده ایم و نمی توان این واقعیت را نادیده گرفت. هم در زمینه دیده شدن آثار و هم در زمینه ایجاد انگیزه این جشنواره بسیار تأثیرگذار بوده است اما حتماً بعد از یك دهه برگزاری، این رویداد هم نیاز به بازبینی و تعیین اهداف و افق های تازه دارد.
* شما و مستندسازان شبیه شما موقعیت دوگانه ای دارید؛ از طرفی با برچسب «مستندساز حاكمیتی» متهم به برخورداری از امتیازات و رانت های ویژه می شوید و از سوی دیگر خودتان مدام از محدودیت ها و سنگ اندازی ها در راه تولید و عرضه آثارتان گلایه مند هستید. روایت خود شما از این موقعیت دوگانه چیست؟
به نظرم برخی تلاش می كنند با این برچسب ها، یك طیف را به ساده ترین شكل ممكن تحلیل و محدود كنند. این گروه نمی خواهند با تحلیل سراغ پاسخ این سوال بروند كه چه شد طیفی از مستندسازان در طول كمتر از یك دهه تا این اندازه رشد كرده اند؟ چه شده است كه از یك جریان جوان مستندساز، هر یك یا دو ماه مستندی متولد می شود كه توجه ها را به سمت خود جلب می كند و سروصدا به راه می اندازد؟
اگر كسی باشد كه مطلقاً بگوید من از منابع دولتی و حاكمیتی حمایتی دریافت نمی كنم و مستقل هستم و بعد بیاید منتقد باشد برایم قابل قبول است اما چگونه می شود كسی از همه مزایای دولتی بهره مند باشد و نوبت به اعتراض و انتقاد هم كه می رسد، جلوی صف می ایستد؟ ساده ترین روش در پاسخ به این سوال استفاده از برچسب «حاكمیتی» و نادیده گرفتن این جریان است. به نظرم این نگاه به شكلی توهین به رسانه و مخاطبان آن رسانه است. از سوی دیگر علاقه مندم بدانم این جنس از آزاداندیشی از كجا می آید كه اگر فردی تحلیل و اندیشه ای نزدیك به بخشی از حاكمیت دارد، نباید حرف بزند و باید سكوت كند! این نگاه برخلاف ادعای آزاداندیشی است. به خصوص كه در طیف همین دوستان، شاهد افرادی هستیم كه به معنای واقعی كلمه فعالیت حاكمیتی دارند و از انواع منابع و حمایت ها برخوردارند! میلیاردی پول می گیرند، فیلمشان را هم می سازند اما تا صحبت از ۴۰ سالگی انقلاب می شود به جلد اپوزسیون فرو می روند.
اگر كسی باشد كه مطلقاً بگوید من از منابع دولتی و حاكمیتی حمایتی دریافت نمی كنم و مستقل هستم و بعد بیاید منتقد باشد برایم قابل قبول است اما چگونه می شود كسی از همه مزایای دولتی بهره مند باشد و نوبت به اعتراض و انتقاد هم كه می رسد، جلوی صف می ایستد؟ در این سوی میدان با طیفی از مستندسازان مواجهیم كه صرفاً دغدغه طرح برخی مباحث را دارند اما اگر مثلاً اثرش در یك سایت اینترنتی فروش نداشته باشد نمی تواند كار بعدی را بسازد...
* مشخصاً درباره خود شما این مسئله مصداق دارد؟ یعنی كار بعدی شما منوط به شرایط اقتصادی عرصه مستند قبلی است؟
كارهایی كه ساخته ام متفاوت می باشد، اما عموماً تهیه كننده داشته یا با همكاری بعضی مؤسسه های رسانه ای مثل مركز مستند «صور» ساخته شده اند، اما حتماً در مراحل ساخت سعی كردیم كه فیلم از منظر اقتصادی هم شرایط مساعدی برای عرضه داشته باشد. حتماً می خواستیم فیلم از محل اكران و عرضه اینترنتی درآمد مناسبی داشته باشد. اگر بی درد بودیم كه چنین دغدغه هایی نداشتیم.
* در جریان مستندسازی مستندسازانی داریم كه به حداقل هایی همچون اكران در گروه «هنر و تجربه» برای استمرار حیات اقتصادی خود امید بسته اند. فارغ از كارهایی كه تا به امروز ساخته اید و از منظر صنفی یك مستندساز چقدر بحث «اقتصاد» را در فرآیند مستندسازی مهم می دانید؟
بسیار مسئله مهمی است. بالاخره با در نظر گرفتن مجموعه عوامل، بسیار مهم می باشد كه شما بتوانید كار را تولید كنید كه هم دغدغه شما باشد، هم حرف روز باشد و هم مخاطب داشته باشد. از این منظر یك فیلم مستند حتماً باید بتواند هزینه های تولید خویش را بازگرداند. اتفاقاً خیلی وقت ها از همان نقطه ابتدایی تولید یك پروژه روی این مسئله بحث می نماییم تا به فضا و ساختاری جذاب برای مخاطب برسیم. پروسه تولید مستند آنقدر زمان بر و تا حدود خسته كننده است كه غالباً مستندسازان بعد از اتمام تولید، همه چیز را رها می كنند اما به عقیده من مستندساز به همان اندازه كه در فرآیند تولید انرژی و وقت گذاشته باید برای دیده شدن فیلمش هم وقت بگذارد.
* با این دغدغه نسبت به جذب مخاطب آیا مواردی در مستند «تهران-دمشق» بود كه به نفع جذب مخاطب بیشتر آنرا تعدیل و یا حذف كنید؟
به منظور درآمد بیشتر مدنظرتان است؟
* نه الزاماً. بحث راضی نگه داشتن مخاطبان بیشتر است. مثلاً استفاده از چهره هایی مانند دكتر ظریف و یا محمدرضا خاتمی برای تكمیل پیام فیلم، كمی غیرمنتظره به نظر می آید آیا این انتخاب ها برای به دست آوردن دل مخاطبان بیشتر بوده است؟
طبیعتاً وقتی شما مستندی می سازید و به جامعه هدف آن فكر كرده اید، به همه اجزای آن فكر می كنید. تركیب چهره ها و حرف ها هم در همین مرحله نهایی و قطعی می شود.
* و الزاماً باج دادن به مخاطب نیست و لازمه طرح دیدگاه مدنظرتان بوده است.
بله. مثلاً درباره مستند «قائم مقام» می توانستیم به یكی از طرفین طرفدار و مخالف آقای منتظری نزدیك شویم اما وقتی مخاطب هدف را از میان افرادی انتخاب كردیم كه فراتر از حب و بغض ها به دنبال اطلاع از واقعیت ها هستند، طبیعتاً باید مقدمات آنرا فراهم بیاورید؛ دیگر نمی توانید به بازخوانی صرف نامه امام و یا كتاب خاطرات آیت الله منتظری بسنده كنید. باید سراغ افرادی از طیف های مختلف برویم و حرف های همه را برای قضاوت مخاطب در كنار هم عرضه دهیم. این یك رویكرد است و معنای آن این نیست كه خواسته ایم دل طیفی از مخاطبان خویش را به دست آوریم و یا به مخاطب خود باج بدهیم.

1397/12/27
22:46:26
5.0 / 5
30
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)

تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان در مورد این مطلب
لطفا شما هم نظر دهید
= ۲ بعلاوه ۲
NewsFun
newsfun.ir - حقوق مادی و معنوی سایت مجله سرگرمی محفوظ است

مجله سرگرمی

سرگرمی و طنز